bookmark

معنای ويل

ويل [ vil ]

بالكسر و ياى معروف،ظفر،فخرى گويد: بيت او چو خورشيد و خصم چون ذره است ذره بر مهر چون بيايد ويل
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1472)
sourceLink

به كسر اول و سكون ثانى و لام به معنى فتح و ظفر و نصرت و وقت يافتن كارى به مراد خويش باشد و به اين معانى به فتح اول هم آمده است و به فتح اول در عربى به معنى واى باشد و اين كلمه تقبيح و افسوس است و شور و فغان در مصيبت را نيز گويند و نام جايى است در دوزخ و به معنى هلاك و هلاكت هم گفته‌اند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص943)
sourceLink

بالكسر و ياى معروف بمعنى فتح و ظفر است شمس فخرى كفته او چو خورشيد و خصم چون ذرّه است ذرّه بر مهر چون بيابد ويل
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص741)
sourceLink

- [بوزن فيل] ظفر يافتن باشد. مثالش فخرى گويد: شعر او چو خورشيد و خصم چون ذره است ذره بر مهر چون بيايد ويل و در ادات الفضلاء - بفتح واو - آمده و در نسخۀ محمد هندو شاه بمعنى هنگام يافتن كارى بمراد نيز باشد و متمسك باين بيت حكيم رودكى شده كه گويد: بيت بدانديش دشمن بود ويل جو كه تا چون ستاند ازو چيز او
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1494)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]مأخوذ از تازى-هلاك و هلاكت.و شور و فغان در مصيبت.و نام چاهى در جهنم.و نيز كلمه افسوس است بمعنى واى. ¦¦
[اسم‏][فارسی‏] فتح و ظفر.و فرصت و برترى.و پيش‌دستى.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3898)
sourceLink

فرصت يافتن است بكارى.رودكى گويد: بد انديش دشمن بدو ويل جوى#كه تا چون ستاند ازو چيز اوى
(
فرهنگ قواس
, ص103)
sourceLink

ويل

(اسم) ظفر. نصرت. ¦¦فرصت.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3147)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.